Home خانه

بازنگری فرهنگی

بازنگری فرهنگی

مصطفی «عمرزی»

431151 228555637236642 346955821 n 400 وقتي در كوچه و بازار با یک جوان مدرسه يي آراسته به تفكر و تفسير هاي قرون وسطايي که با تراکم مو ها و تکه های سر و صورت، تمام خصوصیاتش را ستر کرده است و در جانب دیگر، پسري قرار دارد كه مثلاً مدرن شده و با مو هاي سيخ سيخ، پتلون در حال لغزیدن از سُرین که مانند برفكوچ رو به نشيب است و بوت هايش مانند زباله هاي كنسرو کج و پیچ اند، مواجه می شویم، اگر دچار تامل نشویم، ظاهر مساله شاید با اهانت ها و تمسخر هايی به همراه خواهد شد.

  شاگرد مدرسه يي با نجواي «اعوذ بالله» مي كوشد چشمانش وقت زيادي براي تماشاي نمونه ي شيطاني كه او تصور مي كند، هدر ندهند. نماينده ي به اصطلاح تمدن، با تماشاي شاگرد مدرسه یي فكر مي كند كه با بقاياي انسان هايی مواجه شده است كه بايد چند قرن قبل زنده گي مي كردند.

نمونه ی اناث مدرسه یی در زمان تماشاي دختري كه با پديده هاي به اصطلاح مدنی، آراسته شده است،‌ حتی جنس خودش را به جا نمی آورد، در عکس قضیه، طرف مقابل را در جایی قرار می دهد که مي پندارد با زنده ای مواجه  است که کفن بر تن دارد. در این واقعیت، دو صورت حال زنده گی و مرده گی افاده می شود. با این تفاوت که در یکی، زنده گی از زننده گی اقتباس می کند و در دیگری زنده گی، تابع کفن کشی است.

در هر دو صورت بالا، ماهیت بسیاری از فرهنگ ها و باور هایی شناخته می شود که هر کدام با دگم خویش، اما روی منطق نیاز استوار نیستند.

تعقل در کلام الله مجید و نیاز به تفسیر روز، وضاحت دارد که در روزگار، تغییر شرایط، اولویت های اعتقادی را نیز می سازد. این اصل، به معنی آوردن تعدیل در باور های ایمانی، فرایض و احکامی نیست که از اول تا ازل باقی خواهند ماند، بل روی اصولی می چرخد که با ماهیت تعییر و تحول طبعیت سازگار اند.

آگاهی های فکری و عملگرایی، مرز های مجزای ما از تظاهر به دین اند. وقتی یک    نمونه ی غیر مسلمان، اما با مُدلی ظاهر می شود که در آن، شاید دستار و ریش اصل قرار می گیرد، فاصله با تظاهر کوتاه شده است؛ چه او گونه ای از مقلد شمرده می شود.

جا به جایی، تحول و تغییر، صورت ها را متفاوت می سازند. لباس های مردان و زنان نیم قرن قبل بسیار متفاوت اند. چند دهه قبل، روسری یا چادر کوچک زنان و دختران اروپایی و امریکایی، نوعی از ستر شمرده می شد.

فرهنگ های رایج از اعتدال بهره نمی برند. گاه تاکید بسیار به سنتی بودن که آرایش مخصوص دارد، به این پرسش پاسخ نمی دهد که بر اثر شرایط جوی، حتی افزایش و کاهش بیش از حد مو، درازی یا کوتاهی لباس، دردسر می آفریند. برهنه گی های فرهنگ تمدنی، اگر در گرما، باعث سهولت می شوند، در سرما، درد سر اند.

من از مقوله ی بازنگری فرهنگ ها حمایت می کنم. ما در دوسویه ی فرهنگ های سنتی و استیجاری، استعاری و استقراضی که بیشتر بر اثر سلایق رایج شده اند، فضای مقیدی داریم که بایسته است بشکند.

در روزگار ما، منطق چیره گی، یک اصل است. بر این اساس، آن چه باید ساخته و پرداخته شود که نیاز های ما را با تمام ابعاد انسانی آن رفع می کند. اگر تقابل اعتقادی را که یک امر مسلم خیر و شر محسوب می شود و از آغاز تا کنون، بشر را برای تامین نیاز هایش، حتی بدون حساب و کتاب اخلاقی، تحریک و تحریص می کند، به یک سو بگذاریم، ملاحظه ی آسوده گی و سهولت ها، در تمام تار و پود زنده گی اجتماعی ما وجود دارد. بنابراین، برای کسب امیتاز بیشتر، بهتر است روی نسخه هایی کار شود که ضمن حفظ اصل و منشای اثر، کارایی بیشتر داشته باشند. اختراعات دهه های پسین، کارایی تمام تولیداتی را منتفی کرده اند که قبلاً استفاده می شدند.

ساده سازی نسخه های اعتقادی و سهولت های آن ها، بهتر از انبار تخلیقاتی ست که تحمل می کردیم. من همیشه از تماشای آن نسخه های کتب دینی سرگیچه می گیرم که در کنار متن آن ها، حواشی و تعلیقات کج و پیچ دارند. کتاب های دینی چاپ پاکستان را می شناسیم. همان هایی را می گویم که حتی چند سال قبل نیز کاغذ آن ها را از موادی می ساختند که در کاغذ تشناب به کار می رفت و با رنگ های مختلف، هنوز در مساجد، طاقچه ها و مکاتب ما وجود دارند. 

یادآوری:

کارتون، ایرانی است.