Get Adobe Flash player

Clocks ساعت

شنبه, ۲۲ سبتامبر ۲۰۱۸
شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
شنبه, ۱۱ مُحرم ۱۴۴۰

Calendar جنتری

سبتامبر 2018
دسچپجشی
12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 387 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

غازی امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

جشن حکومت شاهی محمد ظاهرشاه

جشن زمان شهید سردارمحمد داؤد خان

شهید سردار محمد داود خان

dawd S

1919 شاه امان الله خان شاه افغانستان

شاه امان الله خان شاه افغانستان 1919

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

نمای تاریخ تصویری فغانستان

Afghanistan Hestori 200

نمای تاریخ تصویری فغانستان

د اسټراليا اوښبه افغانان

Afghan Austerlia 1 200

د اسټراليا اوښبه افغانان

مرحوم مدیر صاحب الدین

sahebdin

مرحوم مدیر صاحب الدین

بنیاد خیریه پیمان

Paiman Charity Foundation 2017 200 TUM

بنیاد خیریه پیمان
Paiman Charity Foundation
www.paimanfoundation.com

ویب سایت جدید ولایت لوگر

خطاطي نستعليق آنلاين

logo ass

کمپیوتر سرویس

آموزش حج وعمره همراه با عکس

تانجانت بورد پښتو

ویب سایت جدید ولایت لوگر

رئیس جمهور محبوب ما محترم داکتر محمد اشرف غنی احمدزی

د پښتو ژبی نوی فونتونه

دپښتو درسونه کتاب

د رياضي لومړی کتاب ـ تر ۹ ټولګي

د ریاضی دوهم کتاب

Math Book GCSE 2 200

دریاضی دریم کتاب

مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل

محمد ابن عبدالوهاب عربی

کمپیوتر سرویس

دو روز پي در پي

du ruze paidarpai

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

آموزش نماز برای کودکان

کتابخانۀ دانشنامۀ افغان

Map of Country نقشه کشورها

نعت عالم شوقی

Naat Alem 200

مسجد آنلاین

www.kodakan.se

kodakan afghan 200

Afghanistan افغانستان

imagescak6d4un 200

بازی اطفال با گل

blommor aa

تظاهرات گستردۀ افغانها مقابل سفارت امریکا

اختره ته راغلۍ

Akhtara 200

آشپزخانه کوچک من

All Video Share - Gallery

Home خانه

تمدن سقوی

تمدن سقوی
(در پاسخ به بی شرمی جاوید کوهستانی)

مصطفی «عمرزی»

یادآوری:

khalifa 400این مقاله را دو سال قبل در جواب به یاوه ی یک منفی باف نوشته بودم که باعث خجالت اش شد. دلیل نشر دوباره ی آن، بر اساس نیاز صورت می گیرد؛ زیرا آن عوامل بی فرهنگ که این جوابیه را نخوانده اند، از لوده گی رقیب ما استفاده می کنند. آنان نوشته ی سخیف کوهستانی را بار دیگر در شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند.
دولت مردان ما در جریان رقابت منفی، موضوعاتی را وارد تاریخ افغانستان کردند که اگر امروزه فرزندان ناقلین بخارا در شاخ دیگران بیت می خوانند، باید بسیار افسوس کنیم که واقعیت های تاریخی و تمدنی افغانستان معاصر، قربانی جعلیات، توهمات، یاوه ها و گزافه ها شده اند.
اگر توهم هژمونی فرهنگی، بیماری چند بی مقدار و حقیر است تا از ماخذ چرندیات و جعلیات، برای ما بیت فوقانی بخوانند، اهم تقابل ما برای زدودن آلوده گی ها، فقط وابسته به مبارزه ی سیاسی با سقازاده گان و گروهک شر و فساد نیست.

 پذیرش جعلیات و عمق باستانی در رقابت منفی با ایران که بالاخره با تاریخ دایناسور ها پایان خواهد یافت، هرازگاهی فرصت های ادعای تفوق و برتری کسانی را به نمایش می گذارد که در دو حضور سیاسی- تاریخی آنان در افغانستان (کلکانی- ربانی)، نه فقط امتیاز مدنی- فرهنگی نداشتیم، بل دو بار تجربه کرده ایم روستا زاده گانی که اکنون فرزندان شان از پذیرش هویت های بخارایی و مایل به مجوسی باک ندارند، در سقاوی اول، در کمود ها نان خوردند (به قول کاتب) که پس از 9 ماه، اعداد و ارقام عمرانی، اقتصادی، جهش فرهنگی و نشانه های مدنیتی آنان، افغانستان رو به عقب بود.

 حق می دهیم با ادبیات وصفی، به تصفیه ی عقده هایی بپردازند که از سقاوی اول، آن خجلت، عقب مانده گی، زبونی و فساد را به یاد داریم. عیار اول، موسس نخستین گند تاریخی شد و افغانستان 9 ماه حاکمیت وی، سال های دیگر را می باییست بپیماید تا در شراکت مدعیان نادار (8 ثور)، بار دیگر سقوط کنیم.

سقاوی دوم با چهار سال حاکمیت ملا ربانی، گونه ی دیگری از تفوق و برتری را به نمایش می گذارد که وقتی با تبیین، واقعیت های به اصطلاح تمدنی عقده مندان حقیر را دنبال کردیم، با حجم بزرگ ترین پژوهش ها و انتقادات، حالا به درستی می دانیم که آریایی، خراسانی و  پارسی سابقه ی تمدنی سقازاده گان، به چه قدر مثنوی هفتاد من کاغذ می رسد!

 خداوند از سر تقصیر آن بزرگان ما نگذرد و متباقی را به راه راست رهنمود کند که هنوز از توهم و جعل آریایی- خراسانی، ذخایر لغوی می سازند تا در دو طرف ادعای دری- پشتو، گویا اگر سابقه به هیچ آدرسی نخورد، همین که از استخاره ی کلمات حدس بزنند جعلیات آریایی- خراسانی واقعیت دارند، کشور به وزنی می رسد که در واقع با هویت افغانی تا 2000 هزار سال دیرینه گی دارد، اما با تحریف تاریخ، جایگاه سومین طبقه روی آریانای جعلی و خراسان خیالی را حاصل کرده است.

من به مدعیان فوقیت حق می دهم همانند ادعا و تفسیر جاوید کوهستانی، از جعلیاتی بهره ببرند که اگر آریایی می شوند، سر ما برای خجلتی پایین می افتد که می دانیم شوونیسم و راسیسم در فرهنگی نهفته است که اگر در قرن بیست، فاشیستان هیتلری آدمکشی کردند، آبا و اجدا کوهستانی ها طراحی می کردند با ریشه یابی فرهنگ های سخیف، خط انتقاد ما به شاهنامه برسد و به یقین برسیم اگر سقازاده گان از تعصب روی تاریخ آریایی، به تعقل بیافتند، چه کسانی شرمسار نخواهند شد که دو سقاوی، دو مصیبت، دو خجالت، دو باخت و دو ناکامی در دو ویرانی عظیم، دو تجربه ی غیر پشتونی حکومت داری در تاریخ افغانستان بودند که مثال و مانندی در گذشته ندارند.

خداوند، آن بزرگان ما را ببخشد که با اجندا و طرح عمق تاریخی غلط، امروزه بر حجم مشکلات افزوده اند تا کسانی که برای ثبوت تمدن های خیالی خویش در افغانستان، از یافت یک کلوخ عاجز اند، برای ما مثنونی بخوانند که نمونه اش در زیر تقدیم می شود:

از صفحه ی جاوید کوهستانی در فیس بوک:

«با عرض سلام و پوزش از عزيزان: بجواب برنامه هاى ژوندون!

افغانستان سرزمين اقليت هاست و هـيچ قوم بزرگ و اكثريت در آن وجود ندارد، اكثريت پشتون ها در پاكستان، اكثريت تاجك ها در آسيايى ميانه، اكثريت ازبك ها در ازبكستان، اكثريت تركمن ها در تركمنستان، اكثريت بلوچ ها در ايران و پاكستان و به همين گونه ديگران. بيايید از اين ادعايى كاذب صرف نظر كنيد، اقليت باشيد اما مؤثر سازنده و حيات بخش به همه، در تاريخ تمدن بشرى همه انسان ها، اقوام و نژاد ها تمدن ساز نيستند، چه بسى مخرب و تمدن سوز بوده اند، به گواهى تاريخ در جغرافياى امروزى ما كدام نشانه تمدنى از آدرس پشتون به ثبت نرسيده چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام، قبل از اسلام تاريخ آريايى اوستايى، يونان باخترى، كوشانى داريم و تمدن هاى كوچك ديگر و بعد از اسلام تاريخ تمدن اسلامى داريم بنام خراسانى ها كه بیشتر بر مى گردد به نياكان تاجك ها و ازبك ها و شاخه هاى آنها از خيوه و بخارا تا سمرقند از بلخ و قونيه تا بغداد از دهلى تا كاشغر كه آثار باستانى و تاريخى اش آشكار است. من در تمام شهر هاى پاكستان از پشاور تا لاهور بیشتر آثار و نوشته ها را به پارسى خوانده ام. لطفاً به قصه خوانى و شهر كهن پشاور و لوحه مساجدش نگاه كنيد و در لاهور به آرامگاه شاعر بزرگ اقبال برويد و آثار كهن لاهور را بخوانيد و پس فخر فروشى و زور گويى منطقى كنيد در كتاب خانه هاى كشور تان سر بزنيد كه به زبان پشتو كدام آثار علمى و تاريخى وجود دارد. فقط درين چند سال پسين و ترجمه هاى گلاجى پلازه مركز ثقافتى ساپى، اميد در لست نژاد هاى تمدن سوز و افريقايى بحساب نيايد. دوستان حقيقت تلخ است و من هم برايتان متاسفم و اما هرگز تمدن ساز نبوده ايد و تمدنى بنام شما درين حوزه به ثبت نرسيده است.»

این، نمونه ی افاضه ی پرچمی- ستمی ای ست که امروزه درویزه ی تنظیمی شده است و اگر از ادبیات نوشتاری اش که زار می زند سقازاده است، بگذریم، چه چیزی بیشتر از همان گزافه های بیش از یک قرن اشتباهات خودماست که برای هر جعل و مزخرف ایرانی، نمونه ی ترادف ساختیم تا در پنجاه سال اخیر، وقتی فرزندان دو تمدن درخشان سقاوی در افغانستان منتقد می شوند، گستاخی کنند که گویا آن پدیده ی شرم آور راسیسم (آریایی) و آن عنصر خجلت (اوستایی) که تبیین تاریخی اش خویدوده (فرهنگ مقاربت با نزدیکان) است، یونانی- باختری را از خودش بداند و خیال کند کوشانیان اگر بانیان بزرگ ترین جهالت تاریخ (مجسمه سازی برای شرک بودایی) اند و حتی سنگی از شهر و خانه ی آنان به درستی یافت نمی شود با فراموشی از این واقعیت که مسلمان عرب، شان آدمیت برای نسل هایی القا کرد که با نزدیکان خود مقاربت می کردند و از ادرار گاو (اصول آریایی) می نوشیدن تا نیوشای جان آنان در چند نسل پسین، فرزندانی را نیرو دهد که فرهنگ هتاکی و بی حرمتی آنان در توهین به دیگران، با هزاران برگ و سند، اصالت نوعی از بشر دون را نشان می دهد.

 شهادت ما در دو سقاوی و حضور فرزندان بحران ساز که روزی با همدسی با روسان، دوسیه های جنایی بزرگ رفاقت دارند و  سقاوی دوم آنان، روی بزرگ ترین تمدن سوزان جهان (چنگیز و تیمور لنگ) را سیاه کرد، هنوز برجاست.

عیاران خراسانی در افغانستان با چهار سال زحمات ملا ربانی، می توانند ادعا کنند تا کتاب گینس، پلشتی حضور سیاسی آنان در افغانستان را رکود بدبختی، جهل، ویرانی، عقب مانده گی و آدمکشی به حساب بیاورد تا پس از دو تمدن سقاوی، بعد از تحلیل سقاوی سوم در دستگاه حکومتی که با بدترین انحصار طلبی ها، دزدی ها و چپاول ها، آب می شود، به ادعای خودشان به سقاوی چهارم برسند.

 پس از اعمار زیارت شر و فساد برای یک گند تاریخی و شرم آور (کلکانی)، زایرانی را می پرورانند که هر روزه گم گشته تر در وادی جهالت و قضاوت کور، شرم ندارند بدانند که در روزگار ما، دی. ان. ای خاینان را بررسی می کنند تا واقعیت دودمان شان نیز برملا شود. بنابراین کسانی که حیثیت خویش را با دو سقاوی، در برابر ما ثابت کرده اند، نباید دم از ادعا و انتقاد بزنند.

اعتراف این که بالاخره احصائیه ستمی گری، خودش را در ردیف اقلیت ها حساب می کند، نه فقط خوش است، بل تایید ما، هرچند در حضوری که هنوز از وقار پدران جهانگشا، فرهنگی و بزرگ منش خود مستفید ایم، سهم ما برای تقابل «به جا» نیست، اما نشان می دهد مکتب افغانستان، یاوه بافانی را به عقل می آورد که منطق گشودن راه را ملاحظه نمی کنند.

جاوید کوهستانی اگر از کوه پایین نشده است، حق دارد کور خود بینای مردم باشد، اما یادش نرود اگر هزار سال پس از پایان حاکمیت بانیان جعل، نژادپرستی و وابسته گی به خلافت عربی (سامانیان شعوبی)، نام و نشان شما ابقا شد تا در صد سال تمدن اخیر، از   زنده گی با گاو و گوساله در ییلاق ها و چراگاه های خویش، به شهر های تمدنی بیایید و اهل مکتب، پوهنتون و حیثیت شوید، این ها، حقایق خر-آسانی نیستند.

آقای سقازاده! شما پس از کسب حیثیت در زحمات سه صد ساله ی قوم تاریخ ساز، همان مردمی استید که پس از سامانیان، در هر نوبتی تحقیر شدند تا ترک، مغول، غوری، صفوی، شیبانی و گورگانی بر روی پیکره ی آنان راه بروند که به شهادت تاریخ، مردمانی بودند که فقط مداحی کرده اند؛ بزرگ ترین فرهنگ سرافگنده گی ساخته اند و غلام  باره گی و خدمت به  اهل زعمات، پیشه ی اصیل آنان بود. آنان فقط در فرصت های تنفس حاکمیت های پشتون ها، دوباره از مزایای شان تباری مستفید می شوند.

از کرم قوم بزرگ، این کشور احیا شد؛ دری اش دوباره درباری می شود (زبان رسمی) و حتی یک روستایی جاهل و بی سوادش فرصت یافت از احترام ما به فرهنگ انسانی و اسلامی، ولو در تاریخ شرم آورد (سقوی اول)، سند بگذارد که اگر پس از سامانیان، از زیر ستور مغول، ترک و دیگران ... پس از هزار سال از زیر آن همه خفت و تحقیر تاریخی، به دومین و سومین تاریخ رسمی رسیدند، این، نه در جغرافیای مغول بود، نه در حوزه ی ترک بود و نه در جای دیگر. اینان در جغرافیای سیاسی، تمدنی و انسانی پشتون ها، دوباره جان گرفتند.

می پذیرم که تقابل سیاسی حاکمیت سه صد ساله ی اخیر، عاری از حاشیه های کوچک جنایت و تعدی نبوده است، اما وجداناًً کشوری که از آغاز هزاره ی شمسی تا 1747 میلادی، در ادعای تمدن های تاجکی، فارسکی و خلاصه غیر پشتونی، ده ها بار غربال شده است تا مدعیان کنونی ستمی گری به آرمان فقط چند شکسته و ریخته باشند، بیشتر باعث سرافگنده گی می شود تا تفاخر.

دشمنان ما با توهم تاریخی در رقابت با بیش از یک قرن دست آورد صد ها مکتب، ده ها پوهنتون، رشد اقتصادی، صنعتی، انکشاف شهری، دیموکراسی، اعتلای سیاسی و اجتماعی زنان با کسب پروژه های بزرگ زیربنایی و عمرانی که از اعتبار دولت های افغانستان، شرق و غرب را به رقابت انداخته بودند تا برای ما کار کنند، به جایی نمی رسند.

 به درستی که تنها کارنامه ی چهل سال سلطنت شاه محمد ظاهر (رح)، آن قدر انبوه است که در پاسخ یاوه ی کسی که گفته بود چه کرده ای؟ پاسخ می دهد چهل سال پس از حاکمیت من نیز قادر نشدند تمام آن چه را ساخته و آباد کرده بودم، از میان ببرند.

 باز هم برای خود افسوس می کنیم که هنوز از توهم جعل آریایی- خراسانی بیرون نشده ایم و هزار افسوس که کارنامه ی تاریخی ما در پرپایی این کشور لگدمال شده از سُم ستوران خر-آسانی، مغولی، تیموری، شیبانی، صفوی، کلکانی و ربانی هنوز باید مصروف  یاوه هایی باشد که خوب دیدید چه قدر ارزش نقد و واقعیت هایی را اهم می سازند که با پنجاه سال سیاست های تحمیق فرهنگی، به گروهک ها و مردمانی مجوز ادعا و گستاخی بدهیم که در فراموشی حضور سیاه و ننگین دو سقاوی، برای ما چلنج می دهند.

نباید در رقابت حیثیت و فوقیت، کسانی را فراموش کنیم که تقریباً از چهار دهه به این سو، افتخارات آریایی، خراسانی و پارسی آنان، ابواب بزرگ رونمایی رسوایی و افتضاح فرهنگ ها، تمدن ها و مردمانی اند که در دوبار تجربه ی بقایای آنان در افغانستان، همواره سقوط کرده ایم و در هرج و مرج روز های دشوار کنونی، مُرده پرستی می کنیم که همانند خاصیت فیل مرغ، سرش را زیر خاک می کند تا از واقعیت هایی بگریزد که از    تنه ی آویخته بر پاهایش به زودی می گیرند.

از ده سال به این طرف، تلاش های ما برای روشنگری پیرامون جعلیات شرم آور آریایی، خراسانی و پارسی، با معرفی و نشر ده ها اثر، به درستی کسانی را متوجه نکرده است که هنوز برای اهدای امتیاز به سقازاده گان، رقابت می کنند و اما بی جرات، بی جسارت و ناتوان اند تا از سهم حاکمیت برای آن فرزندان این کشور هزینه کنند که فقط اگر طالبان شان حضور می داشتند، نه فقط می دانستیم که دومین سقاوی را به زباله دان تاریخ فرستادیم، بل از حیثیت فرزندان فرهنگی اش، همان اشتباهاتی را تصحیح می کردیم که با تدوین تاریخ جدید افغانی، تحمیق مردم این مملکت را با عمق تاریخی غلط، ایدیالوژیک نمی کردند تا یک جاهل سیاسی چهل سال اخیر، با چشمان بسته، خودش را در جغرافیای خیالی خراسانی، با فرار از هزار واقعیت دیگر، گاه در کاشغر، گاه در دهلی و گاه در  مدینه ی فاضله ی سقاوی، رهنوردی بداند که وقتی تاریخ بخوانیم ترک، مغول، پشتون، هندی و عرب، حرف اول و آخرش را می زنند و اما اجداد سقاوی، مداحی کرده اند تا پس از هزار سال حاشیه ی تاریخ، اصلیت و واقعیت خویش را با درج دو سقاوی در تاریخ افغانستان، به ثبوت برسانند.

زیان عمق تاریخی غلط، به اندازه ای سایه ی سر ما شده است که اگر فراموش می کنیم آن آریانای جعلی و آن خراسان خیالی، بر بستر تخارستان، سیستان، افغانستان، کابلستان، هزاره جات، غور، پشتونخواه و ترکستان، یک پارچه ی گندیده ی بی سر و ته است که معلوم نمی شود پس از پدیده ی دولت داری در قرن 17 در اروپا، سنخ کدام واقعیت    می شود که حالا کشور- دولت خراسانی خیال کرده اند.

اگر در 240 سال مصیبت شیبانی، گورگانی و صفوی روی میراث چنیگز و تیمور که   سلاله ی تیمور حتی قادر به احیای بخش کوچک ویرانی های فاتح لنگ نشدند، تاریخی را مشاهده می کنیم که از حُسن حضور غیر پشتون ها، بزرگ ترین اسناد آدمکشی، اسارت، ذلالت، استعمار و ویرانی را دارد، باید حق دهیم که وقتی از کوه پایین می شوند و از تمدن دو سقاوی آنان به زیارت مصنوعی سقازاده گان می رسیم، جاوید کوهستانی ادعا کند که چیزی نداریم.

یک نسل این مملکت حداقل در صد سال اخیر در کانون تمدن و بستری به بلوغ فکری و سیاسی رسیده اند که دیدند بر فراز ویرانه های دیگران، زعمات به اصطلاح قبیله گرایان، دولت-کشور ساخت و از زبان تا اعتلای آنان، در هرکجایش سایه و سایه بان دارند.

وقتی قبل از مصیبت دو سقاوی، روزگار خوش را تداعی می کنیم، اندوه می آورد که مدعیان اصلیت، در تمام اصول و شئون دولتی، کشوری، فرهنگی، عمرانی و حاکمیت ما، زخم و آسیب زده اند تا اهل منطق و وجدان، روزی حاکمیت کلکانی- ربانی را به یاد بیاورند و به جرات بگویند از سقازاده، جز سقایی برنیاید!

آقای کوهستانی! شما خوب می فرمایید، بلی، در هیچ کجای دنیا، کلیت متجانس نداریم، اما اکثریت تاجیک در کنار 50 درصد غیر تاجیک در تاجیکسان اند (چهار ملیون)، اوزبیک و ترکمن، از خانواده ی ترکتباران ترکستان اند (یک قوم)، بلی، اکثریت پشتون ها در «پشتونخوا» اند و اما تو را به اقبال، پشتو، دهلی و دری، چه کار!

جغرافیای دهلی تا کاشغر، کشمیر تا اصفهان، و دربار بغداد، میراث تمدن و مردمانی است که اگر یک سطر تایید آنان را در اصول فرهنگی تان (شاهنامه) یافتیم، باز هم اعتراف می کنیم که اگر دربار دهلی، بی دل و اقبال داشت، از حُسن ترک و پشتون است. اگر شان امت اسلامی یافته اید، مسلمان عرب در کار بود (در فرهنگ شما سوسمارخوار)، اگر  زنده اید که در فراسوی فرهنگ روس، هنوز حافظه تاریخی خویش را درست بیابید، این پشتون ها بودند که در صد سال اخیر، خوب ترین آثار دری را خلق کردند.

درست است که واقعیت خویش را در زبان خویش ثبت نکردیم، اگر یک قرن مولد فارسیسم ایرانی نبود، وزن فرهنگی شما، افزون بر وزن سقاوی، چند کیلو می شود؟ چند نخبه و قلم به دست دارید که بیشتر از پشتون ها، زبان شما را غنی کرده باشند؟ ادعای اصلیت و فوقیت در متن حضور تاریخی، ترک، پشتون و عرب که اگر روزی دری را در هند، به اصطلاح پارسی کردند، منطقی نیست.

چرا در دو صد سال اخیر، خبر و اثری از شما نیست که بدانیم واقعیت فرهنگی ترک و پشتون، همانی بود که دری نوشتند، اما جغرافیای آن فرهنگ، ظرفیت بشری ندارد که بگوییم چند کیلو فارسی زبان در هند و پاکستان، پارس می کنند.

آقای کوهستانی! شما در شمار کسانی استید که برای رفقای پشتون تان کف زدید تا بر میراث 250 سال حاکمیت آبایی و اجدادی خویش که در میان مردمان مدعی، ثابت کرده بودند شرف قبیله سالاران با احیای افغانستان و ایجاد کشور- دولت و معرفی تمامی آن چه که در تمدن کنونی از معارف تا آزادی و عمران می شناسیم، هرچند در جهان سوم، بیشتر از کسانی می شود که واقعیت آنان، مدعایی بیش از چند تن کاغذ در سالیان اخیر نمی شود.

خوب است از مزایای زنده گی با پشتون ها، تجربیات تان برای تبارز، از عقده هایی بکاهد که از سامانیان تا احمد شاه ابدالی، خلای تاریخی اند و اگر آن اندیشه ی مقدس نبود و امت مسلمه، در محراب وحدت، ما را بر دون ها، به اغماض نمی برد، شما در نسلی که دوباره از سایه ی سر کرزی ها و غنی ها با کاروان جهان به همراه شد، سرافگنده نمی شدید که چرا در هرکجایی که شمایید، «ما» نمی شوییم و از حُسن آن فرهنگ برتر، فقط تپاله و فضله می کنید تا به ثبوت برسد در کار سقایی، استفاده از مواشی، پیشرفته ترین تکنالوژی آریایی، خراسانی و پارسی است.

آقای کوهستانی! گستاخی و کورخوانی نیز مرز دارد. اگر صبوری می کنیم، کارد داعش بر گردن هایی نشانه می رود که پارتنر تفسیر اخوانیسم برای یهود و نصارا است. هرچند شما با تجربه ی الحاد کمونیسم، شست و شوی مغزی شده اید، اما انسان بی مغز نیز انسان است. خود تان را از شان انسانی عاری نکنید! بلی، در برابر پشتو، اغماض کردیم، زیرا تنبلی ها، بی عرضه گی ها و فقر فرهنگی شما را تاکنون نیز با کار و خلق آثار در زبان دری، جبران می کنیم. آیا می توانید اثبات کنید کار فرهنگی شما، چیزی بیشتر و خوب تر از دری پشتون ها در ادبیات دری است؟

برای تمام افغانان!

مبارزه و سعی ما در زدودن آلوده گی های سقاوی، شر و فساد و ستمی، فقط منحصر به مبارزه سیاسی نیست. با قرائت نو تاریخی، بایست در جایی بایستیم که حداقل از دو دهه کار فرهنگی موثر در ایران، به خوبی می دانیم آریایی، خراسانی، پارسی و ادعای فوقیت مردمی که در فقر فرهنگی با «علم کار ندارند و فقط به ثریا می روند»، جامعه ی فکری ما را از آلوده گی نجات می دهد.

اگر در مبارزه ی سیاسی در برابر پدیده ی ستمی، کوتاهی کردیم، همان گونه مبارزه ی فرهنگی برای تصحیح اغلاط آنان نیز اغماض شده است. اگر در بحرانی ترین حالات این خانه (افغانستان)، گستاخی در حد تبارز یکی «از کوه پایان شده گان»، نتیجه می گیرد، از مامولی غافل شدیم که حداقل خودم با نقد آریایی (چاپ کتاب آریاییسم)، نقد شاهنامه (چاپ کتاب نگرش نو برشاهنامه و فردوسی)، نقد باستانگرایی (چاپ کتاب آرکاییسم)، نقد فرهنگ اوستایی (چاپ کتاب آیین های سخیف)، نقد جعلیات خراسانی- پارسی (چاپ کتاب زمانی که مفاخر ناچیز می شوند) و معرفی آن فرهنگیانی که آبرو، حیثیت و عزت فرهنگ های آریایی، خراسانی و پارسی را وضاحت داده اند (استاد ناصر پورپیرار، دکتور رضا مرادی غیاث آبادی، دکتور عبدالله شهبازی و دکتور اقبال) به عزت نفس رسیده ام.

اگر در ده سال آن مبارزه ی دشوار، کسانی از این تکنوکراتان ما که برای اهدای امتیاز به عوامل شر و فساد در راستای تقدیس همان سیاست فرهنگی متبذل (آریایی- خراسانی و پارسی) تعصب نمی کردند، در هر فرصت بحران، غافلگیر نمی شدیم تا بقایای خجالت و عقده ی حقارت، جامعه را پُر تنش کنند و در چالش آن، آن واقعیت های تاریخی را فراموش کنیم که صورت اسناد و شواهدش نشان می دهد زیر ثقلت و سنگینی فشار تعهدی، تجاوز، استعمار انگلیس، ارتجاع فرهنگی- سیاسی (کلکانی- ربانی) و در موقعیت جهان سوم، هرچه در این ممکلت از مدنیت نو با مکتب، پوهنتون، سیستم اداره ی دولت- کشور، آزادی، غنای زبان، حضور اجتماعی زنان، عمران، انکشاف و آبادی درخور     زنده گی وجود دارد و فقط در چهار سال مصیبت سقازاده گان نیست شدند، کاری از همان مردمی اند که از احمد شاه تا محمد داوود، حتی از تره کی تا امین و نجیب و عمر و کرزی و غنی، نه بی سواد بودند، نه سقا بودند، نه تنظیمی بودند، نه دزد، نه چپاولگر، نه هتاک و هرزه سرای کورخود بینای مردم؛ حتی نسخه ی تنظیمی آنان شرافت بیشتر دارد.

از شر آن تاویل تاریخی (عمیق) به پخته گی شناخت این فرهنگ سخیف (آریایی، خراسانی، پارسی) رسیده ایم، اما تقابل و ستیز با گستاخی و کور خوانی نیز در زمینه ای ست که هرچه دارد و ارزش دارد، از خیر سر به اصطلاح قبیله سالاران است.

روشنگری هایی که اسناد زیاد دارند و مقداری را معرفی کردیم، به جایی رسیده اند که آریایی، خراسانی و پارسی، سوژه های خوب برای ریشخند، تمسخر، هجو و اما «زنگ خطر» نیز باشند.

آقای کوهستانی! شما راست می گویید. بلی، هنوز بر خان ها و تاریخ تمدن لودیان و نوابان پشتون هند، افتخار می کنند. هنوز هم تواریخ احمد شاه و تیمورشاه، به قوت خود حیثیت دارند و از امیر عبدالرحمن، امیر حبیب الله، شاه امان الله، نادرخان، محمد ظاهر، داوود، حتی تره کی، امین و نجیب، هزاران سند و مدرک عمران این کشور از تاراج سقاوی در امان مانده اند.

بلی، در جهت تایید منطق شما، از این پس از ایثار طالبانی یاد خواهیم کرد که در فقر اقتصادی نام دارند و اما از شان حضور آنان، ننگین ترین حاکمیت افغانستان (سقاوی دوم) سقوط کرد تا شاهد باشیم که با این واژگونی، تمام امارات و ملوک الطوایفی از میان رفتند که در گستره ی تنظیمسالاری، دوسیه های خیانت ها و جفا های آنان، مهمترین نصاب درسی ما برای تخصص در فهم اصالت و اصلیت مدعیان فوقیت است.

 بلی، شرف آن مخالف مسلح که با نثار جان خود، ماشین جنگی 42 کشور را متوقف می کند، بیشتر از کسانی ست که رفیق شدند؛ روسی شدند، تنظیمی شدند، امریکایی شدند و دوباره به شر و فساد می رسند تا با دوران سر، رقاصه گانی باشند که می دانند به زودی در سقوط سقوی چهارم، تاریخ تکرار می شود و بازنده گانش کسانی اند که «بازی» می کنند.

آقای کوهستانی! رونق زنده گی فقط همان پشاوری که می دانیم از آن کدام مردم و فرهنگ هاست، خیلی بیشتر از رونق تمام بازار های آسیای میانه، برای هم تباران شما   زنده گی درست کرد تا در مدنیت آن، هویت تباری تان را در شکل سیاسی پُخته کنید و از خیر چهل سال زنده گی، آگاه سیاسی، مسافر غربی و اما تاکنون نیز مهمان خانه های اقربای قبیله سالارانی باشید که در داخل افغانستان، نحوست شما را تحمل می کنند و در پشاور آنان، به آرامی و حیثیتی زنده گی کرده اید که هرگز توهینی نداد که در ایران گرفتید و نه آن اوفزاده گانی دارد که در عقب مانده ترین جمهوری شوروی سابق (تاجکستان) ترجیح می دهند و توجیه می آورند که اگر روسان نبودند، همان خرک و درک سابق بودند که در باتلاق فرهنگ توهم، حتی تاکنون نیز در عقب مانده گی، ریکارد دارند.

بلی، شما راست می گویید ...!

شرح تصویر:

نمونه ی معماری اصیل خر-آسانی فارسی در افغانستان.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بیرق ملی افغانستان

afghanistan

image 006 image 006 image 006

ساینس ، طب و معلومات علمی

حقیقت در یوتیوب

youtube

الحاج محمد شاه پيمان

salim abed paiman 200

جنتری یا تقویم سال ۱۳۹۷

Jantari Afghani 1397 200

!آدرس و شماره های تماس تمامی سفارتخانه ها مقیم کابل

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

آشپزی افغانی

dast pukht afghani 180

آشپزی افغانی و غذا های لذیز افغانی

تاریخی، سیاسی، فرهنګی ، کلتوری او اجتماعی کتابونه

تلویزیون آشنا

daritvplayer

نماز ستون دین

Namaz Ston Din 1 200

د آشنا تلویزیون وروستی خپرونه

player240

مرحوم داکتر عزیزالله لودین

dr. azizullah lodin 200

ښاغلۍ محمد رسول باوری

bawari 200

استاد شاه محمود محمود

Ustad Shah Mahmood Mahmood 200

د ارګ تاریخچه

باغ بابر

پښتانه اصلاً څوک دي ؟

فال حافظ

hafez copy

سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران

Tamuli Dar Bonyan Jalyat 200

!بیستمین سالروز پیروزی مجاهدین بر همه مبارک باد

ننگرهار مشاعره

پرویز شگیوال

Saraji Atal سراجی اتل

سمیع الله تړون

Rates widget

Currency Converter

شعر پښتو

برنج گل لاله

loga

شرکت حسابداری الیاس

Elias S

ښاغلی سمیع الله تړون

Samiullah Taron 200

ښاغلی سنګر مل عارفزی

ویدیو کلپ کارتون برای اطفال خورد سال

Statistics

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
7.1.21
MySQLi
5.7.23-log
زمان
12:36
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
1104
نمایش تعداد مطالب
676548

اخبار جدید

تاریخچه مختصر بچه سقاو

Login Form

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.haqiqat.se حقیقت

Innehållsansvarig: Mohammad Shah Paiman, 073- 939 46 22 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.haqiqat.se All Rights Reserved.