Home خانه

زنان افغان و دو تضاد تاریخی

زنان افغان و دو تضاد تاریخی

مصطفی عمرزی

x 5 400به سلسله ی تجلیل از ایام، هشت مارچ نیز به رسم احترام زنان افغان مبدل شده است. افزون بر جنبه ی تاریخی، اما نماد ها و واقعیت ها، فراتر از همسویی، در تقابلی درگیر می مانند که بیش از هر جایی در افغانستان ما، نه فقط محسوس، بل ملموس اند.
ما در منگنه ی حرف و عمل گیر مانده ایم. سیاسی بودن بیش از حد به معنی سیاست زده گی، نوع تفسیر بر واقعیت زنان افغان را در تنوعی معرفی می کند که هراس از سقوط، حتی 18 سال پس از اوج، می توانند روی مفاهیمی سایه افگند که همانند هشت مارچ، هرچند رسم احترام به زنان افغان شده اند، اما می توانند به معنی عامل فرهنگی غیره، تضعیف کننده نیز محسوب شوند.

 در چنین فضایی که نوای ما در گره های سیاسی بسته است، باور به بسط حقوق، دربست در هاله ی ایده ها باقی می ماند. متاسفانه آن چه طی سالیانی که به نام روز، رسانه یی می شدند، فرهنگی نشدند تا شناخت اجتماعی زن، فقط به نام موجود مدنی، رسمی نشود. واقعیت های فراگیر نصف مردم افغانستان که در دوام حیات ما، همواره مادر (آفریننده) است، حقوق حقه ی موجودی اند که هرچند به نام نزدیک، خویش و شریک زنده گی تایید می کنیم، اما تبارز او به نام آن ظرفیت های بشری که نصف مشکلات را حل می کند، هنوز نامفهوم پنداشته می شود.

نماد ها و واقعیت ها، همسو نیستند؛ هرچند فرصت های تجلیل ایام، روی اذهان عمومی تاثیر می گذارند، اما به اشباح زود گذری ماننده شده اند که می بایست فقط سایه ی برنامه ها نمی ماندند.