Home خانه

در رثای پدر

در رثای پدر

حیات الله بخشی

193 400ای چرخ فلک بُردی ز پیشم پدرم را
آن نور نظر، قوت قلب و جگرم را

از دست که نالم به کجا عرض کنم حال
 زین درد که از دست بدادم پدرم را

آری، پدرم تاج سرم بود، تو ای چرخ
برگرد و بیا باز بده تاج سرم را

 اقبال من از روی پدر بود به گیتی
 گیتی چه کنم وقتی ندارم پدرم را

 هیهات که عمری بکشودم ز اقبال
 در آیینه ی روی پدر هر سحرم را

 از قافله ی دهر چه کردم به تو ای چرخ
چون رعد رسیدی و ربودی پدرم را

با مرگ پدر بر که بگویم که تو ای چرخ
 با تیشه ی بی داد شکستی کمرم را

اکنون که پدر نیست که باشد که بخشیا
 در بستر مرگ آید و گیرد خبرم را