Get Adobe Flash player

Clocks ساعت

شنبه, ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰
شنبه, ۰۳ آبان ۱۳۹۹
شنبه, ۰۷ ربیع الاول ۱۴۴۲

Calendar جنتری

اکتبر 2020
دسچپجشی
1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 249 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

غازی امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

جشن حکومت شاهی محمد ظاهرشاه

جشن زمان شهید سردارمحمد داؤد خان

شهید سردار محمد داود خان

dawd S

تاریخچه ساخت ارگ کابل یا قصر ریاست جمهوری

1919 شاه امان الله خان شاه افغانستان

شاه امان الله خان شاه افغانستان 1919

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

نمای تاریخ تصویری فغانستان

Afghanistan Hestori 200

نمای تاریخ تصویری فغانستان

د اسټراليا اوښبه افغانان

Afghan Austerlia 1 200

د اسټراليا اوښبه افغانان

مرحوم مدیر صاحب الدین

sahebdin

مرحوم مدیر صاحب الدین

بنیاد خیریه پیمان

Paiman Charity Foundation 2017 200 TUM

بنیاد خیریه پیمان
Paiman Charity Foundation
www.paimanfoundation.com

ویب سایت جدید ولایت لوگر

خطاطي نستعليق آنلاين

logo ass

کمپیوتر سرویس

آموزش حج وعمره همراه با عکس

تانجانت بورد پښتو

ویب سایت جدید ولایت لوگر

رئیس جمهور محبوب ما محترم داکتر محمد اشرف غنی احمدزی

د پښتو ژبی نوی فونتونه

دپښتو درسونه کتاب

د رياضي لومړی کتاب ـ تر ۹ ټولګي

د ریاضی دوهم کتاب

Math Book GCSE 2 200

دریاضی دریم کتاب

مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل

محمد ابن عبدالوهاب عربی

کمپیوتر سرویس

دو روز پي در پي

du ruze paidarpai

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

آموزش نماز برای کودکان

کتابخانۀ دانشنامۀ افغان

Map of Country نقشه کشورها

نعت عالم شوقی

Naat Alem 200

مسجد آنلاین

www.kodakan.se

kodakan afghan 200

Afghanistan افغانستان

imagescak6d4un 200

بازی اطفال با گل

blommor aa

تظاهرات گستردۀ افغانها مقابل سفارت امریکا

اختره ته راغلۍ

Akhtara 200

آشپزخانه کوچک من

Home خانه

دنیای ارواح

دنیای ارواح
(طنز)

مصطفی عمرزی

The Twins by rosabellaچون پل های روی دریای کابل، به ویژه در قسمت های داخل شهر، کاملاً مزدحم بودند و نیز دریای آن همیشه از فقدان آب کافی، رنج می برد، ناچار خواستم میان بُر، از میان دریا عبور کنم. کاری مشکل نبود. با گذاشتن چند عدد قطعی های خالی، به سوی دیگر دریا رسیدم؛ ولی با تعجب در قسمتی که آب کم شده و گل ها برون شده بودند، چشمانم به خطوطی افتیدند. این خطوط به اندازه ی دست نویس های معمولی، در روی گل، کاملاً خوانا و واضح بودند. نزدیکتر شدم و دیدم که همه به زبان دری تحریر شده اند. شروع به خواندن کردم. محتوای نوشته ها از جهانی غیر از جهان ما بحث داشتند؛ از جهان ماورای حس یا جهان ارواح. پس از تجسس، معلوم شد که نویسنده، روح خبرنگار یک نشریه ی قدیمی دولتی بوده است. چون موضوع را مهم یافته بود، طاقت نیاورده و با وجودی که در زنده گی، خیری از کار و دولت ندیده، خواسته است لطفی کرده و ما را از حقایق آن دنیا با خبر کند. این که چرا دریای کابل را انتخاب کرده، درست تشخیص داده نتوانستم؛ زیرا هر لحظه امکان داشت نوشته های وی  به اثر آب خیزی ها یا فضلات انسانی، محو شوند. نویسنده ی گل نوشته، اگر فکر کرده که مردم دو سوی دریای کابل، بسیار در حال عبور و مرور اند و به این سبب شاید گزارش وی را یافته و بخوانند، نیز اشتباه کرده است.

 به جز از بچه های بازیگوش، غریب و دور از آموزش مکتب که برای بازی به دریا پایین می شوند و بعضی خانواده هایی که در کوه های نزدیک آن ساکن اند و برای شستن لباس ها می آیند و قادر به خواندن نیستند و اگر هم باشند، حوصله اش را ندارند، کسی      علاقه ای به پائین شدن به دریای کابل را ندارد.

به هر حال، چون کسی توجهی به من نداشت، شروع کردم به خواندن گزارش روح یک خبرنگاه مُرده. اینک تمام آن را برای شما نیز باز می گویم.

***

ای دریا گذار! اگر قادر شوی نبشته های مرا بخوانی، بخوان که من یک خبرنگار دولتی، مربوط یکی از نشریه های بی کیفیت آن می باشم. پس از سال ها کار و نشر موضوعات کم ارزش و خسته کن که ناشی از مدیریت ضعیف، عدم نو آوری و کم معاشی بود، بالاخره در یکی از زمستان های کابل، کودکان و فامیل خود را با صد ها مشکل، به خدا سپردم و خودم به دنیای ارواح پیوستم. در اوایل، دلم نمی شد از کنار قبرم در شهدای صالحین، به جای دیگر بروم، ولی به دلیل بی مضمونی، شروع کردم به سر زدن به سایر قبر ها.

ارواح مختلف از کودک تا پیر و جوان، هر کدام در هر سو مشاهده می شدند. همه مشغول کاری بودند. بعضی قبر ها طوری بودند که از سال های سال در آن جا ها چند تن سر به سر، بالای هم دفن شده بودند. این موضوع سبب شده بود ارواح آنان  دایم در حال جنگ باشند که محل قبر، تنها به یکی از آنان تعلق دارد.

ارواح مختلف از معلم تا عالم دین، دکاندار، آدم کش، کمونیستانی که با حسرت از ملحد شدن در دنیا افسوس می خوردند که با الحاد، خود را مستعد رفتن به دوزخ کرده بودند،  به چشم می آمدند.

پس از دو- سه ماه صحبت و دیدار با ارواح یاد شده، خسته شدم. چون خبرنگار بودم و آن هم خبرنگار دولتی که بیشتر به صحبت های دولتمداران گوش می دهد، لحاظا حسب عادت کاری، دنبال ارواح آنان بودم.

روزی در یک قسمت بالاحصار کابل، متوجه تجمع ارواح شدم. با شتاب به آن سو همانند باد وزیدن گرفته و خود را رساندم. می دانید که ارواح مانند باد حرکت می کنند؟ پس از رسیدن، از خوشحالی کم مانده بود گنگه شوم. چون مشکلات صحت جسمانی در دنیای ارواح، معمول نیست، مرا نجات یافته تلقی کنید.

حدود بیست روح که عبارت بودند از ارواح امیر عبدالرحمن خان، حبیب الله کلکانی، نادر خان، هاشم خان، تره کی، ببرک کارمل و شماری هم که معلوم می شد از بلند رتبه هایند، ولی من به جا نیآوردم، به صحبت مشغول بودند. امیر عبدالرحمن خان که از پارک زرنگار آمده بود، به دیگران رو کرده گفت: عجب زمانه ای؟ زنان کار می کنن، مردم از حکومت با جرئت انتقاد می کنن، مظاهره، آزادی بیان و کار هایی می کنن که آدمه  دیوانه می کنه. چطو امکان داره مردمی ره که مه ایقدر از آموزش دور نگاه کده بودم، حالی ایقدر فامیده شدن. لعنت به زمانه. کاشکی دوباره زنده شوم. او وقت همرای ای مردم گپ خات زدم. تعداد ای مردم نیز  زیاد شده. چقه کله مناره ی دگه جور کنم؟ چقه چشم بکشم که کلگی کیف کنن.

حبیب الله کلکانی که چپ چپ به سوی نادر خان، نگاه می کرد، به عبدالرحمن خان گفت: امیر صآیب! زیاد خوده مانده نساز. زمانه اس. دگه ای که زنده نمی شوی. چرتته خراب نکن. همچنان رو به سوی نادر خان کرده و به او گفت: ای نامرد! ده قرآن امضاء کدی، ولی مره کشتی. حداقل می ماندی که اگه پاچائیم زود گذشت، کمی ده شمالی پیتو کده، بودنه بازی و کفتر بازی می کدیم. حداقل یک بچه ره جور می کدیم که روزی باز نام ماره زنده می کد و قوم های ما مثل قوم تو که نام بچی ته بابای ملت ماندند، نام بچی مره آغای ملت مانده، افتخار می کدن. نادرخان به جواب وی گفت: ناقی گپ نزن! گناه مه نبود. مردم کابل خواستن بکشمت. تره به پاچایی چی! ناقی خوده مسخره کدی. پاچایی از هر چیز کده، سواد کار داره که ده هفت پشت تام از او خبری نیس. حبیب الله دوباره به جواب نادر خان پرداخت: هر چی بودم، مثل تو نبودم. همرای دشمن خود که تسلیمم شده بودن، مردانه رفتار کده و ایلای شان دادم. حالی اگه یگان کار های خراب مثل بند کدن مکتب دخترا، لقبای عسکری یا گپای مسخره زدم، از آدم کشی های تو کده خو خوب بود که به نام امان الله خان، پاچا شدی، باز کار خوده کدی. در همین اثنا، ناگهان روح عبدالخالق پیدا شد و به نادر خان گفت که اگر صد بار دیگر نیز زنده شود، وی را خواهد کشت. هاشم خان که در کنار نادر خان قرار داشت، به عبدالخالق گفت: صد دفه ی دگام توته توته ات می کنم. عبدالخالق به جواب وی اظهار داشت: دستت تا لندن خلاص!

هاشم خان به جواب عبدالخالق توجه نکرده، رو به سوی نادر خان کرده گفت: سیل کن لا لا! مردم چی بلا شده اند. هر چی که راجع به تفرقه افگنی کده بودم، می خواهند به خاطر اسلامیت و افغانیت، اوسو بندازن. روح تره کی که تاکنون تماشاگر بود، به صدا آمده گفت: تمام شما آل یحیی و بچی سقو و چوچای استبداد، خائن بودین! خو از اینا که بگذریم، حالی که زنده نیستیم، یک کمی باید متحد باشیم تا از قار خدا خلاص شویم. شما که حداقل خدا و پیغمبره به رسمیت می شناختین. مره بگو! مه چطو کنم؟ در کل عمرم، دانم مثل سوراخ کناراب با گفتن خدا نیس و قیامت دروغ اس، واز مانده بود. حالی که گپ های لینن و مارکس خبیث، دروغ برآمدند، چه خاکی بر سر کنم و به گریه شد. ببرک کارمل که درکنار تره کی قرار داشت، به وی گفت: استاد بزرگ! گریه نکن. از گریه کدن، چیزی ساخته نمی شه. کمی چرت بزن. ببی شاید ده کدام زمان ده زندگیت، خدا و پیغمبر گفته باشی. اگه همو ره پیداکنی، شاید برت فایده برسانه. در پالوی ازو باید کمی خوده سرسخت بسازی؛ به خاطری که شاید در جایای بسیار خطرناک دوزخ بروی! استاد! خون هزاران نفر در گردنت اس. ببرک که دست کمی از تره کی نداشت، با کمی خوشحالی گفت: خوب شد مه خو یگان دفه شورای علمای جمهوری دیموکراتیکه برگزار می کدم. اگه خدا جان قبول کنه، از همو خاطر نخات مره همرای  تره کی روان کنه.

صحبت های تره کی مبنی بر توهین نادر خان و حبیب الله کلکانی، همه را تحریک کرد. آنان ناگهان به جان هم افتیدند. چون ارواح قادر نیستند ضرر برسانند، از ناچاری به سوی قبر های خود حرکت کردند. از همه پیشتر، ببرک کارمل عجله داشت؛ زیرا وی از دریای آمو آمده بود. راهش خیلی دور بود. گفته می شود طالبان، قبر وی را به دریای آمو پرتاب کرده بودند. نمی دانم حقیقت دارد یا نه؟ ولی عجله ی کارمل، نشان می داد که از جای دوری آمده بود.

بعد از گفتمان ارواح، به سوی قبرم حرکت کردم، ولی با خود تعهد بستم که حتماً زنده ها را از این جریان باخبر بسازم؛ زیرا دعوای سیاست بازان در آن دنیا نیز پایان ندارد.

***

آن چه را که از روی گل نوشته ی دریای کابل خوانده بودم، رونویس کرده و کلمه به کلمه برای تان نقل کردم. دل تان که باور می کنید یا نه، ولی برای من خیلی جالب بود که روح افرادی همانند امیر عبدالرحمن خان، پس از رفتن به آن دنیا نیز در فکر استبداد استند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بیرق ملی افغانستان

afghanistan

image 006 image 006 image 006

ساینس ، طب و معلومات علمی

حقیقت در یوتیوب

youtube

الحاج محمد شاه پيمان

salim abed paiman 200

Bilexperten i Tyresö AB

bilxeperten AB 2019 200A

جنتری ، کلیزه یا تقویم سال ۱۳۹۹

مرکز کتاب نویسی پیمان

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

آشپزی افغانی

dast pukht afghani 180

!آدرس و شماره های تماس تمامی سفارتخانه ها مقیم کابل

سفارت افغانستان مقیم سویدن

Anmasad 200

آشپزی افغانی و غذا های لذیز افغانی

تاریخی، سیاسی، فرهنګی ، کلتوری او اجتماعی کتابونه

تلویزیون آشنا

daritvplayer

نماز ستون دین

Namaz Ston Din 1 200

د آشنا تلویزیون وروستی خپرونه

player240

مرحوم داکتر عزیزالله لودین

dr. azizullah lodin 200

ښاغلۍ محمد رسول باوری

bawari 200

استاد شاه محمود محمود

Ustad Shah Mahmood Mahmood 200

د ارګ تاریخچه

باغ بابر

پښتانه اصلاً څوک دي ؟

فال حافظ

hafez copy

سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران

Tamuli Dar Bonyan Jalyat 200

Saraji Atal سراجی اتل

سمیع الله تړون

د لسم ټولګيو زده کوونکو د پام وړخبرتيا

د یولسم ټولګيو زده کوونکو دپام وړ خبرتيا

Rates widget

!د دولسم ټولګي زده کوونکو دپام وړ خبرتيا

!بیستمین سالروز پیروزی مجاهدین بر همه مبارک باد

پرویز شگیوال

Currency Converter

شعر پښتو

برنج گل لاله

loga

شرکت حسابداری الیاس

Elias S

ښاغلی سمیع الله تړون

Samiullah Taron 200

ننگرهار مشاعره

ښاغلی سنګر مل عارفزی

ویدیو کلپ کارتون برای اطفال خورد سال

Statistics

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
7.3.23
MySQLi
5.5.5-10.3.24-MariaDB-log
زمان
03:10
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
1988
نمایش تعداد مطالب
3557063

اخبار جدید

تاریخچه مختصر بچه سقاو

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.haqiqat.se حقیقت

Innehållsansvarig: Mohammad Shah Paiman, 073- 939 46 22 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.haqiqat.se All Rights Reserved.