Home خانه

باز هم اوف زاده گان

باز هم اوف زاده گان

مصطفی عمرزی

dewqدر حوزه ی به اصطلاحات اشتراکات ایرانی یا فارسی، آن چه خلاف آن را ثابت می سازد، واحد های سیاسی است. در این میان، نوع حکومت، مشی فرهنگی و اقتدار در جمهوری تاجکستان در وابسته گی کامل به روسیه تا مغز استخوان وجود دارد. از پسوند های اوف تا زبان روسی و اقوامی که بیش از نصف جمعیت این کشور فقیر را تشکیل می دهند، اگر کاملاً مُخل حوزه ی اشتراکات به اصطلاح ایرانی- فارسی نباشند، بیش از نصف آن را ناقص می سازند.
جمهوری اسلامی ایران با اقتدار سیاسی اعراب(سادات شیعه) و اکثریت ترک، اگر با ولایت فقیه، فرسنگ ها از تاجکستان دور می شود، به همین میزان نفس ایرانی و فارسی آن با توهم برداشت ها بیشتر در تخلیقات ادبی بسته می شود. در ایران، بیگانه ترین مفاهیم فرهنگی، ایرانی و زبان فارسی است.
با وجود کوشش هایی به یک قرن رسیده اند، اما واقعیت این که ایران با اکثریت ترک، عرب، کرد، بلوچ و ده ها قوم اصالتاً غیر ایرانی و فارسی، هرگز نمی تواند پشتوانه ی ارز فارس شود، در این سلسله، سهم افغانستان را نیز مشخص می سازد.

 در کشور ما با شکستن تابو های فارسی و فارسی زبان که با روشنگری ها شدت گرفته است، برآمدن هویت هایی که به نام فارسی زبان، تحریف شده بودند، یک جامعه ی متنوع قومی در کنار اکثریت پشتون ها را نشان می دهد که حدوداً به50 قوم و30 زبان زنده می رسد. در چنین زمینه ای، «هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید»، معماری به میزان تخیلی که در شعر به کار رفته است، آسان نیست. در واقع هیچ کسی اجازه نمی دهد به نام اشتراکات خیالی، از روی خانه ها و هستی آنان با مصادره ی فرهنگی، ارتباط برقرار کنند. معمول ترین نمونه ی آن، پرواز های هوایی هستند که آن ها هم طبق معاهدات بین المللی ممکن می شوند.

اما در عرصه ی سیاسی، تشخیص مصلحت به خاطر منافع، از ظواهر نیز استفاده می کند. در سال های پسین، در ادامه ی بحران پایان نیافتنی کشور ما، تضعیف ابهت دولت، به جایی رسیده است که بخش عمده ی شرکای تحمیلی- ائتلافی آن، با آن که با زور خارجی، بدنه ی دولت را با انحصارات کامل فلج کرده اند و بدتر از همه، بدترین دشمنان این کشور که مخالفان نام، مرکزیت و اقتدار آن استند، می خواهند همه کاره باشند و در تمام مراحل انتخاباتی فعالانه سهم می گیرند، با گونه ای از عداوت های عجیب، به جان آن افتاده اند که یکی هم تقسیم آن در جغرافیای منطقه است. مضحک نیست که ستمیان با قایل شدن یک بخش کشور برای تاجکستان، بخشی برای ایران و حاتم بخشی دیورند برای پاکستان، در بقیه ی کشوری که هیچ حیثیت و پرستیژی برای واحد سیاسی و تاریخی آن قایل نیستند، به سطح رییس جمهور، پیش قدم می شوند!

تاثیر عداوت های تنظیمی و ستمی گری با افغانستان، به جایی رسیده است که روی روابط نامشروع با کشور های همسایه، حتی تاجکستان را تحریک می کنند به جغرافیای افغانستان، بیمارگونه نظر کند.

طی موارد زیاد با مثال ها از اغراض تاجکستانی ها سخن گفته ام. جالب است بدانید در کشوری که هیچ چیز آزاد ندارد، به بدترین دست اندرکاران افغان ستیز، به نام آزادی و دیموکراسی، جایزه می دهند.

چند پیش طی محفلی در تاجکستان، به مدیر مسوول روزنامه ی بدنام «ماندگار» که از سوی بنیاد مسعود تمویل می شود و می توان گفت با اختیار مشی دهن گنده گی ملایم، کار پشتون ستیزی را دنبال می کند، جایزه دادند.

مقایسه ی آزادی های افغانی و تاجکستانی، مجال زیاد باقی نمی گذارد تا در برابر فضای باز کشور ما، کورسوی تاجکستانی را محاسبه کنیم. بنا بر این، اختیار روش های مغرضانه که به نام آزادی، اما در کشوری که با آزادی مشکل دارد، پهلوی های دیگری را محرز می کند که اگر مردم ما با میلان بیش از حد در تنقید ایرانی و پاکستانی از آن غافل اند، مسوولان نیز تحت تاثیر روابط دیپلوماتیک که ظاهراً محترمانه مانده است، وقت نیافته اند از مسوولان تاجکستانی بپرسند: شما که خدا را به رسمیت نمی شناسید، چرا به نام مسلمان، دعوا می کنید؟

شک نکنید که افزون بر اختیار مشی مغرضانه ی تاجکستانی، اکثر اعضای تنظیمی دولت های پسا طالبان، به خصوص جمعیت و شورای نظار در تحریک ایرانی ها و تاجکستانی ها نقش دارند. این خیانت های آشکار، اگر ذاتاً با نفرت از اقتدار سیاسی پشتون ها صورت می گیرد که بدون خارجی هرگز به جایی نمی رسد، در معنی دیگر، تورید فشار بر رهبران پشتون است که اگر به دنبال ریفورم سیاسی برآیند و اوضاع را عادی بسازند که قدرت عوامل چهل سال بحران را کاهش می دهد، فرهنگ سازی های ضد افغانی می توانند کشور را با تحدید ارضی مواجه کنند.

روابط غیر عادی تنظیمی ها با ایران و تاجکستان، آنان را بار ها به راویان نمک حرام    خانه ای مبدل کرده که هرچند با زور خارجی، لقمه های بزرگ تر از دهان خویش برمی دارند، اما راز های خانه ی مشترک را نیز به بیگانه بیان می کنند تا در فصل های آن، جزئیات بنویسند.

نوع خاص پخش رویداد های افغانستان از رسانه هایی که به اصطلاح فارسی زبان اند، و در این اواخر با فشار مضاعف، از متنازع ساختن هویت ملی ما تا تشدید اختلافات قومی و فرقه یی امتداد می یابد، با نوع نشرات گروه های افغان ستیز داخلی هم مرتبط است که هرچند در زمینه ی سیاسی، بیش از همه می خورند، اما بیش از همه گلایه دارند. این طیف بیش از همه از تنقید خودشان هراس دارند؛ زیرا تداعی اقتدار سیاسی ارتجاعی آنان(سقوی اول و دوم) یک منظر کلان خیانت ها، کشتار، ویرانی ها و وابسته گی هایی را می رساند که به حد وطن فروشی به اتحاد شوروی و کُل دنیا رسید.

این نوشته را برای هموطنان خواب بُرده و مسوولان غافل ما تقدیم می کنم که ظاهر همه چیز را می نگرند. اهدای جوایز به مخالفان ما که مجری سیاست های افغان ستیزی استند، در کشوری که با وجود فاصله ی اقتدار سیاسی شوروی سابق و روسیه ی کنونی از    حوزه ی اشتراکات ایرانی- فارسی، اما به روس گرایی آرمانگرایانه می نگرند، بدتر از غیر عادی است.

اگر سیستم سیاسی افغانستان با اعضای ائتلافی انباشته نمی شد، حالا باید هزاران دوسیه ی گشوده می داشتیم که یک تعداد معلوم الحال که با زور خارجی بر ما تحمیل شده اند، چرا در کشور های همسایه، فعالانه حاضری امضاء می کنند؟!

شرح تصاویر:

مراسم اهدای جایزه به دو تن افغان ستیز در جمهوری کمونیست تاجکستان. این جوایز به نام آزادی و دیموکراسی، اهدا شده اند.