Get Adobe Flash player

Clocks ساعت

دوشنبه, ۲۰ آگوست ۲۰۱۸
دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
دوشنبه, ۰۸ ذیحجه ۱۴۳۹

Calendar جنتری

آگوست 2018
دسچپجشی
12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031

Who's Online مهمانان آنلاین

ما 195 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

غازی امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

اولین لویه جرگه در زمان امان الله خان

جشن حکومت شاهی محمد ظاهرشاه

جشن زمان شهید سردارمحمد داؤد خان

شهید سردار محمد داود خان

dawd S

1919 شاه امان الله خان شاه افغانستان

شاه امان الله خان شاه افغانستان 1919

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

(1957) محمد ظاهرشاه در ماسکو

نمای تاریخ تصویری فغانستان

Afghanistan Hestori 200

نمای تاریخ تصویری فغانستان

د اسټراليا اوښبه افغانان

Afghan Austerlia 1 200

د اسټراليا اوښبه افغانان

مرحوم مدیر صاحب الدین

sahebdin

مرحوم مدیر صاحب الدین

بنیاد خیریه پیمان

Paiman Charity Foundation 2017 200 TUM

بنیاد خیریه پیمان
Paiman Charity Foundation
www.paimanfoundation.com

ویب سایت جدید ولایت لوگر

خطاطي نستعليق آنلاين

logo ass

کمپیوتر سرویس

آموزش حج وعمره همراه با عکس

تانجانت بورد پښتو

ویب سایت جدید ولایت لوگر

رئیس جمهور محبوب ما محترم داکتر محمد اشرف غنی احمدزی

د پښتو ژبی نوی فونتونه

دپښتو درسونه کتاب

د رياضي لومړی کتاب ـ تر ۹ ټولګي

د ریاضی دوهم کتاب

Math Book GCSE 2 200

دریاضی دریم کتاب

مرحوم تورن جنرال نصرالله خلیل

محمد ابن عبدالوهاب عربی

کمپیوتر سرویس

دو روز پي در پي

du ruze paidarpai

انجمن کلتوری افغانها در سویدن

آموزش نماز برای کودکان

کتابخانۀ دانشنامۀ افغان

Map of Country نقشه کشورها

نعت عالم شوقی

Naat Alem 200

مسجد آنلاین

www.kodakan.se

kodakan afghan 200

Afghanistan افغانستان

imagescak6d4un 200

بازی اطفال با گل

blommor aa

تظاهرات گستردۀ افغانها مقابل سفارت امریکا

اختره ته راغلۍ

Akhtara 200

آشپزخانه کوچک من

All Video Share - Gallery

Home خانه

درمان جان

درمان جان
(خدمات فرهنگی مرحوم قمرالدین اکسیری)

مصطفی «عمرزی»

Darman Jan 400رسالتی که مرام خدمت به مردم شد (طبابت)، اما مرحوم اکسیری را در یک موضع ایست نمی دهد. پیوند های جسم و جان، قلم او را به عرصه ی فرهنگ می کشانند.
طرز بیان و توانایی گسیل آموزه ها به فرد نیازمند، از آگاهی هایی که با ماهیت اجتماعی- طبی منتشر می شدند، مرحوم اکسیری را در دو جنبه ی حرفه یی و ذوقی می کشانند. نخستین نوشته های او که به دهه ی سی خورشیدی متعلق اند، با ساختار هایی که کوشیده می شد از طریق وقایه، جلو معضلات گرفته شوند، داکتر اکسیری را به شناخت بیشتر پدیده ی طبی- فرهنگی کشاندند. هرچند نخستین نوشته هایی که در هنگام کسب آموزش های عالی حرفه ی طبابت منتشر می کرد، جنبه ی اجتماعی داشتند، اما از ذوقی نیز اشباع می شوند که بعداً توان نویسنده را در خلق آثار ادبی، به ویژه قطعات خورد و بزرگی می رساند.

 انسان، موجودی ست که در کنار ساختار های فزیکی، از عوامل روانی متاثر می شود. در گستره ی آثاری که مرحوم اکسیری به ویژه در عرصه ی ادبیات می آفرید، محتوای نوشته های او، حتی در جایی که بسیار حرفه یی اند، ملحوظات روانی را ضم می کنند. در یک نوشته ی او که در هنگام تحصیل در پوهنحی طب در دهه ی سی در نشریه ی پامیر منتشر شده است، وقوف او از اثرات مهم روانی، جزو مهم آفریده های نوشتاری او شمرده می شود:

بُغض و کینه:

از جملهء احساس زهرآگین و ناهنجار است که بالای قلب و روحیهء انسان موثر بوده، در نتیجهء آن، دستگاه عصبی مفلوج می شود. پس به هر اندازهء که طرف مقابل شما، نوع بدرفتاری و بی اعتدالی نشان دهد، در دل خویش بغض و کینه اختیار نکرده، بل از شفقت، الطاف و رافت کار بگیرید؛ زیرا بغض مثل سرطان است؛ اگرچه مانند خشم و قهر، به صورت آنی و فوری تاثیری ندارد، ولی به مرور ایام، انسان را با بسی بدبختی ها و شکنجه ها مبتلا می سازد. بنابراین باید جلو این مرض روحی را که در مرحلهء آخر به شکل قهر و عتاب تبارز می کند و باعث خسته گی دماغی و روحی می شود، گرفت.

در اجتماع و محیط، زیادتر مشاهده می کنیم که هم مسلکان و هم صنفان نسبت به اشخاص بالاتر و لایق تر و یا مساوی به خود، کینه و بغض می پرورند، اما نسبت به اشخاص پایین تر از خود، بغض و کینه نمی داشته باشند، لذا اگر نسبت به کسی بغض و کینه نشان دهید، گویا خود اعتراف و اقرار می کنید که از او پایین تر قرار گرفته اید؛

زن ها، دچار حس بغض و کینهء بی مورد و بی جهت استند. کافی ست قیافه و سیمای زنی را که نسبت به دیگری بغض و کینه دارد، به دقت ملاحظه و در خواص و رفتار او مطالعه و غور دقیق به عمل آوریم که ملتفت می شویم زمانه چه طور با آنان رفتار و معاملهء منفی خواهد کرد.

زن باید به طبیعت و مزاج مرد بفهمد و مرد را در مقام و پایه ای که متعلق به شان و شوکت او نیست، تصور ننماید. ناگفته نباید گذاشت که در میان مرد ها هم اشخاصی وجود دارند که نسبت به زن ها کینه و بغض دارند، اما کینه و بغض شان شدیدتر از زنان است. اغلب اوقات بغض و کینهء آن ها نسبت به زنان، ناشی از این است که زن ها در برابر تکبر و خودپسندی آن ها مرتکب تقصیری شده اند.

در حالی که هنوز مرحلهء نخستین زنده گی و حیات را می پیماییم و چشمان امیدی در انتظار ماست، از مرض مدهش بغض و کینه که از یک طرف خلاف روحیهء اسلامی بوده و از جانب دیگر نوع تشوش دماغی و روحی را سبب شده، جداً پرهیز نماییم.

در مقاله ی «بغض و کینه»، پیوند هایی شناخته می شوند که نویسنده را در این کنش (فزیکی- روانی)، به تخلیق آثار هدفمند تشویق می کند. این غایه در تمام نوشته هایی مرحوم اکسیری، هسته را تشکیل می دهد. هرچند هنوز به نمونه ی نوشته های ادبی او نرسیده ایم، اما توجه او به طبابت روانی (درمان جان)، در لابلای کل نوشته هایی پیداست که با ماهیت فرهنگی- اجتماعی، در حالی که موثریت ارزش های مدنی را دربر می گیرند، اما حالات روانی را متمم اصلی سلامت جسمی می شمارند. در زیر، نوشته ای را می خوانید که متعلق به دهه ی هفتاد است. در این نوشته، همانندی ای به چشم می خورد که در نمونه ای از دهه ی سی خورشیدی آوردیم: اثرات مهم روانی در تعیین رفتار و کردار مطلوب:

زن و تربیت حقیقی طفل:

هر صنعت گری را آیینی در پیش است، چنان که نویسنده ای با ابتکار اثری معروف می شود؛ طوری که یک مخترع با اختراع یک چیز نو، زبانزد عام می شود. همچنین آیین و فضیلت زن، تربیهء فرزندان سالم و خردمند می باشد. او می تواند در عصری که آوازهء علوم و فنون، همه را به حیرت واداشته است، با تقدیم فرزندان باتربیه و مفید به اجتماع معروف شود و در نتیجهء شهرت نیک، هنجار موثر بیافریند.

طوری که بقای نسل بشر به واسطهء زن صورت می گیرد، تربیه و انکشاف افراد نیز وظیفهء مهم آنان است. زنان خردمند در تربیهء نسل، نقش های مهمی را بازی کرده اند؛ چنان چه گفته اند: «آغوش زن، نخستین مدرسهء تربیت اخلاقی طفل است.»

در این جای شک و تردیدی نیست که سجیهء طفل در آغوش مادر طرح ریزی، آب و رنگ می گیرد، زیرا افکار، احساسات، عقاید، عادات، حرکات و کردار مادر در روح طفل موثر و نافذ بوده و در تربیهء او نقش موثری را بازی می کنند. طوری که یک مادر  هوشمند و خردمند، فرزندان بافضیلت و فکور بار می آورد، زن بی خرد نمی تواند  فرزندان صالح به جامعه تقدیم کند.

از آن جایی که تربیت در بین ملل و جوامل از مراکز عایله ها و خانواده ها منتشر می شود، در هر خانواده، زن و شوهر، هر دو رکن اساسی را تشکیل داده و در تربیهء اخلاقی و فکری فرزندان موثر واقع می شوند. بنابراین آنان باید از اسرار تربیت واقف و در تطبیق روش های عالی تعلیم و تربیهء فرزندان خود، حتی لحظه ای غفلت نکنند.

مردانی که از اسرار تربیت طفل باخبر نبوده و به مقام اجتماعی زن عقیده ندارند، در کانون خانواده ها، مصدر بی نظمی ها شده و به زن به نظر احترام نمی نگرند؛ افعال و کردار خردمندانهء آنان را نمی پسندند و روش های تربیتی موثر زنان را نادیده می گیرند. بنابراین در نتیجهء عداوت زن و شوهر، اطفال سرکش، دو رنگ و بی تربیت بار آمده، نه تنها بار دوش جامعه می شوند، بل سبب اذیت و پریشانی والدین نیز می باشند. در بین جمعیتی که تعداد چنان خانواده ها زیاد باشد، در تربیهء افراد، نواقص زیادی به مشاهده رسیده، سبب بی نظمی ها می شوند.

و اما تجربیات نوشتاری مرحوم اکسیری در تنوعی که به عرصه ی ادبیات می رسد، او را در کنار خدمات طبی، به خدمات فرهنگی می کشاند.

دهه های سی، چهل و پنجاه، سالیان آرام مردم ما بودند. در بستر جامعه ای که همه روزه به سوی قانونمندی در حرکت بود، ثبات اجتماعی، آرامش خاطر فراهم می آورد. اکثریت افغانان با نگرش غیر سیاسی به کشور شان می نگریستند و در حیات و طبیعت آن، تکاپوی میلیون ها انسانی شکل می گرفت که هر کی در هرکجایی که زنده گی می کرد، سهم فکری و کرداری خویش را به راحتی ادا می نمود.

رونق فرهنگی و ادبی سه دهه ی اخیر سلطنت در افغانستان، افغانان را در آسوده گی امنیت و قانونمندی به خلق آثار متنوع می کشاند. هرچند اثرات شوم ارتجاع اول، نبود امکانات کافی مالی، جنگ سرد و تلاش های علنی و مکتوم اضداد، تعبیر خواب های رنگین مردم نشدند (بحران های پسین)، اما فرصت های مغتنم، رویا های خوشی می شدند که مرحوم اکسیری در آن ها سهم گرفته است. یک نوشته ی شبه سروده های آزاد را که در کنار تخلیقات اجتماعی- تنویری در هنگام تحصیل می نوشت، از شماره ای از نشریه ی پامیر، اقتباس می کنم:

خواب شگفت یا شعلهء انتظار!

او وعدهء دیدار داده بود.

نیمهء شب شد، ولی نیامد.

امیدی هم از آمدنش باقی نماند.

چون شمع، سراپا در آتش انتظار سوختم.

کنار صخره، سر را بر سنگی گذاشتم و با ستاره، مشغول راز و نیاز شدم.

اندکی گذشت.

ناگاه دل از آمدنش الهام داد.

تپش و ضربان قلبم شدیدتر شد.

تکان خوردم.

آری،

دیدم اوست. خندان و خرامان سویم می آید.

تبسم لب های آتشبارش مرا آتش زد.

گفتم خیلی دیر آمدی!

از چشمان شهلایش نگاه های ندامت می باریدند.

رنگش سرخ شد و سر را به علامت تسلیم، پایین انداخت.

لحظه ای خاموش ماند،

اما موج تبسم، نسیم وار غنچهء لبانش را بوسید.

دیگر نتوانست خموش بماند.

با یک عالم ناز و ادا اقرار و اعتراف کرد که آری!

من دیر کرده ام.

برای پاداش انتظار خود، چه آرزو داری؟

آه! او چه می گوید؟

این جمله ای ست که حیات و زنده گی ام به آن وابسته است.

چشمان خود را مالیدم و خیره به سویش متوجه شدم.

دختر آسمان آهسته می رفت،

ستاره گان می رقصیدند.

سکوت و آرامش هیجان انگیز شب، تاثیر عجیبی داشتند.

او چون فرشته، نورانی به نظرم جلوه کرد.

با زبان بی زبانی گفتم: تو شمعی و من پروانه، تو گلی و من بلبل تو. جز سوختن و گلپرستی، چه آرزو کنم؟

باری نزدیکم شد.

هنوز به خود نیامده بودم که گرمی لبانش را روی گونه هایم احساس کردم و مانند غزالان در لابلای گلبته ها از من رمید و پنهان شد.

دیوانه وار به تعقیب اش دویدم و از جادهء بلندی پایین افتادم.

سخت تکان خورده و بیدار شدم.

دیدم از کنار صخره لولیده ام.

آه!

این چه خواب شگفتی بود؟

ادبیات تخلیقی سالیانی که مردم آرام بودند، در هر سبک و قالبی که باشد، طبیعت را فراموش نمی کند. تاثیر طبیعت در کشور ما، در پستی ها و بلندی هایی که از فراز پامیر سرد، به نشیب دشت های گرم هریرود می رسد، یا کوهستان هایی پیچیده، یا جنگلات عظیم و چشمه ساران بی شمار، در آثار زیادی در ادب دری و پشتوی افغانستان وجود دارد. سفارش نگارش مقالاتی که رنگ و بوی طبیعت داشته باشند، مرا به یاد نوشته هایی می اندازد که از همان آغاز دوران ابتدایی مکتب تا پایان دوران ثانوی، هرازگاهی در وصف طبیعت، به ویژه بهار، می نوشتیم.

در زیر، تخلیقی از مرحوم اکسیری را اقتباس کرده ام که به بهاران زنده گانی اش تعلق دارد. این قطعه ی ادبی نیز گزیده ای از نشریه ی پامیر در دهه ی سی خورشیدی است.

ای بهار!

ای بهار! سالیان متمادی گذشت که تو، چون حبابی بر روی اوقیانوس طبیعت، نمایان گشته و از بین می روی، اما می دانی که نسیم سحر، گل های رنگارنگ را از دامن تو بر سبزه زار افشاند؛ عاشق و معشوق با تبسم لطف آمیز، گل ها را به یاد و بود جوانی به یکدیگر نثار کردند.

ای بهار! تو لالهء عروسان تازه رشد دشت و دمن را در موسم دلپذیر- با خود می آوری و به مشتاقان آن ها، طور تحفه تقدیم می کنی.

ای بهار! لحظات یکنواخت جوانی از غریو آبشار و نغمهء بلبل تبسم اشجار پر شگوفهء تو، بدل به صحنهء خوشی شده، شگوفه از بوسهء نسیم تو پرپر کنان به زمین افتاده و با سبزه ها هم آغوش شده است و من با آرزو و آرمان، یاد محبوب از خاطر رفته را با خون، نقش دل کرده ام.

ای بهار! غنچه های سرخ و زرد رعنا و زیبا که تازه با نوازش تو، حجاب خجلت از رخ دور کرده اند، داستان بوسه های شرمگین را بیان می کنند.

ای بهار! مناظر روح انگیز تو، تفاهم و پیغام مرموزی را که در آن شب مهتاب در چشمان مخمور محبوبه نهفته بود، به کجا بردند؟ نسترن سپید و مرسل سرخ روی تو با ترغیب محبت آمیز، نغمه های جوانی، مد و جذر زنده گی ام را به زودی درک کرده و فقط با یک لمس و نگاه، آهنگ قلب خونینم را شنید و چهرهء اشکبارم را نوازش کرد.

ای بهار! عطر دلپذیر تو، ایام قیمت دار این زنده گی بی حاصل و فانی را سال اندر سال در طبیعت منعکس خواهد نمود و در نغمات بلبل، نغمهء نواز، ساز خواهد کرد.

ای بهار! رنج دائمی من هنوز در نسیم تو موجود؛ هیجان و اضطراب درونی من در شعاع سرخ غروب تو ترسیم و نمایان است.

تا پایان زنده گی پدرم، تکاپوی او را در عرصه ی فرهنگی و حرفه یی به خوبی به یاد دارم، اما متاسفانه بُرش ناگهانی از زنده گی (سکته ی قلبی)، مرگ نا به هنگامی بود که هرچند در سنت ختم زنده گی، دیر و زود ندارد، اما باعث شد در کنار ضیاع زحمات مسلکی، کتاب هایی که زیر چاپ بودند و کار هایی که نیمه تمام ماندند، آفریده های فرهنگی مرحوم اکسیری که همانند دو نمونه ی بالا، صدها مثال دارند، در تب و تابی که پس از رحلت باقی می ماند، گرد نیایند.

یافت آثار فرهنگی مرحوم اکسیری، ناممکن نیست، اما زمانی که در لابلای چند دهه، رد آثار او در نشریات داخلی می شود، کمتر از زمانی نیست که سپری کرده اند. من به عنوان وارثی که از میان اعضای خانواده ی ما، از طرف پدر و مادر، فرصت های بیشتر کار فرهنگی داشته ام، در کنار مشغله های خودم، در نوبت هایی که میسر شدند، به ویژه در کتاب «چهار یادواره» (سوانح فرهنگی- کاری اعضای سرشناس خانواده ام)، به اندازه ای که آگاهی داشتم، متذکر شده ام که اندازه، نوعیت و ساختار زحمات مسلکی و فرهنگی بزرگان ما، چه قدر بوده اند.

متاسفانه بر اثر نابسامانی اجتماعی و دشواری های خانواده گی، در حالی که بسیاری از داشته های فرهنگی پدرم را از دست دادم، این فرصت تاکنون نیز میسر نشد تا از طریق جست و جو در آرشیف نشریه های داخلی، حداقل گزیده ای از نوشته های مرحوم اکسیری را گردآوری و منتشر کنم. این کار بر اثر عدم سهولت دسترسی به منابع و     هزینه های زمانی و بالاخر دست تنگی های خودم که با نبود امنیت دایمی کاری، اقتصادی و رفاهی، ویژه ی اکثریت طیف فرهنگی افغانستان است، کاستی های فرهنگی را به سهولت رفع کنیم.

رکود فرهنگی کنونی، در کنار عدم انسجام، توحید، بازنگری و بازخوانی آثار ارزشمند فرهنگی و علمی، به عامل اقتصادی نیز وابسته است. اگر هزینه های زمانی صرف کار فرهنگی، مازاد مادی نداشته باشند، حتی در اوج علایق قرابت و خویشی نیز نمی توان به غایه ای رسید که حداقل از وارث متشخص، انتظار می رود.

«درمان جان» (روان)، مشخصه ی بارز اکثر آفریده های ادبی- هنری مرحوم داکتر اکسیری است. شاید این ویژه گی برای او که حرفه ی مقدس طبابت را اختیار کرد و تا پایان عمر، بدون هیچ ملاحظه در خدمت مردم بود، باعث تسکین خاطرش می شد.

خدمات فرهنگی مرحوم اکسیری نیز با ماهیت درمانی، به اصلی باز می گردند که از    حرفه ی مقدس طب منظور داشت. با طبابت به درمان جسم می پرداخت و با کار فرهنگی، جان را مداوا می کرد.

این که آثار ادبی مرحوم اکسیری، در کدام سطح ارزشمندی قرار دارند و او را بر اساس آن ها، چه نویسنده ای و با کدام توان و مکتب می توان شناخت، جزو بررسی های تنقیدی است، اما ایفای رسالت اجتماعی که وی را به حرفه ی طب کشاند و از این حیث، برای خدمت به مردم سعی می کرد، نوع آفریده های ادبی او را نیز آشکارایی می دهند.    

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

بیرق ملی افغانستان

afghanistan

image 006 image 006 image 006

ساینس ، طب و معلومات علمی

حقیقت در یوتیوب

youtube

الحاج محمد شاه پيمان

salim abed paiman 200

جنتری یا تقویم سال ۱۳۹۷

Jantari Afghani 1397 200

!آدرس و شماره های تماس تمامی سفارتخانه ها مقیم کابل

په پيښور کښي د ضا خېل په مدرسه

آشپزی افغانی

dast pukht afghani 180

آشپزی افغانی و غذا های لذیز افغانی

تاریخی، سیاسی، فرهنګی ، کلتوری او اجتماعی کتابونه

تلویزیون آشنا

daritvplayer

نماز ستون دین

Namaz Ston Din 1 200

د آشنا تلویزیون وروستی خپرونه

player240

مرحوم داکتر عزیزالله لودین

dr. azizullah lodin 200

ښاغلۍ محمد رسول باوری

bawari 200

استاد شاه محمود محمود

Ustad Shah Mahmood Mahmood 200

د ارګ تاریخچه

باغ بابر

پښتانه اصلاً څوک دي ؟

فال حافظ

hafez copy

سه هزار سال دروغ درتاریخ ایران

Tamuli Dar Bonyan Jalyat 200

!بیستمین سالروز پیروزی مجاهدین بر همه مبارک باد

ننگرهار مشاعره

پرویز شگیوال

Saraji Atal سراجی اتل

سمیع الله تړون

Rates widget

Currency Converter

شعر پښتو

برنج گل لاله

loga

شرکت حسابداری الیاس

Elias S

ښاغلی سمیع الله تړون

Samiullah Taron 200

ښاغلی سنګر مل عارفزی

ویدیو کلپ کارتون برای اطفال خورد سال

Statistics

سیستم عامل
FreeBSD
پی اچ پی
7.1.19
MySQLi
5.7.22-log
زمان
12:24
ذخیره ساز
فعال شده
Gzip
غیر فعال
کاربران
1
مطالب
1033
نمایش تعداد مطالب
588607

اخبار جدید

تاریخچه مختصر بچه سقاو

Login Form

Copyright © 2017. All Rights Reserved www.haqiqat.se حقیقت

Innehållsansvarig: Mohammad Shah Paiman, 073- 939 46 22 - e-post: abed_salim@hotmail.com www.haqiqat.se All Rights Reserved.